در حیرت

وفادار یا خودسر؟! مسئله این است!

چهارشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۰، ۱۲:۳۰ ب.ظ
خبر زیر را امروز خواندم:  برخورد شدید و بازداشت دانشجویان توسط پلیس خبر فوق درباره برخورد نیروی انتظامی و یگان وی‍ژه با دوستانی است که به باغ قلهک حمله کردند و قصد تسخیر سفارت انگلیس را داشتند. یگان ویژه همان نیروهایی بودند که در حرکت های اعتراضی اخیر پس از انتخابات همیشه در صحنه حاضر بودند و تعداد زیادی از دوستان معترضم طعم باتوم ها و نوازش های ایشان را چشیده اند. پس قضیه از چه قرار است که این بار این دسته از نیروهای حکومت به وفاداران و جان بر کفان نظام  یورش می برند و همان برخوردی را نشان می دهند که دو سال پش در همکاری با یکدیگر نسبت به معترضان بروز می دادند؟ پ.ن: این مطلب دنباله داشت، اما چون من به هر چه که ایمان و اعتقاد نداشته باشم، حرف بعضی آلات و ادوات و مهمات را دربست می پذیرم و به آنها تماماً ایمان دارم حذفش کردم!
  • حیران
در این فرصت می‌خواهم درباره معیارهای ازدواج صحبت کنم. اینکه دو نفر باید چه پارامترهایی را در انتخاب همسر خود مورد بررسی قرار دهند.یکی از شرایط مهم برای ازدواج این است که آیا به بلوغ لازم برای ازدواج رسیده‌ایم یا نه؟ بلوغ در همه ابعاد اجتماعی، دینی و شخصی. این سوالی است که هر کسی باید قبل از ازدواج درباره خودش پاسخ دهد. در فرد مقابل هم باید این شرط وجود داشته باشد. یعنی بالغانه فکر کند، بالغانه به دنیا نگاه کند و بالغانه رفتار کند. این بلوغ چه معیاری دارد؟ در علم بهداشت روان سن یکی از این ملاک‌هاست. مثلا برای دختران 21 سال و برای پسران 23 سال را عنوان می‌کنند. همین جا بد نیست درباره تفاوت سنی دختر و پسر در ازدواج هم نکاتی بگویم. معمولاً اگر دختر خانم کوچکتر از پسر باشد خیلی بهتر است. علت آن هم بلوغ زودتر دختران است. این تفاوت از یک تا هفت سال توصیه شده است. اگر شرایط لازم وجود داشته باشد، تفاوت سنی تا 10 سال هم اختلاف جدی ایجاد نمی‌کند. این تفاوت سنی ناشی از این است که دو فرد در دو دهه از زندگی‌شان خواسته‌ها و آرزوهای متفاوتی دارند و همین منبع اختلاف می‌شود..ملاک بعدی، ایمان و اعتقاد فرد است. باید دو نفر در ازدواج از نظر اعتقاد هم شأن و هم تراز باشند. جهان بینی فرد مهم استو اینکه چگونه به دنیا نگاه می‌کند و زندگی برایش چه معنایی دارد.مسئله دیگر به خصوص برای افراد تحصیل کرده، هم ترازی در تحصیلات است. تفاوت در تحصیلات نباید معنا دار باشد، مثلاً ازدواج بین دو نفر دیپلم و دکترا می‌تواند مشکل آفرین شود.مسئله شخصیت دو طرف بسیار مهم است. در اینجا دیگر از مشابهت خارج می‌شویم. باید شخصیت دو نفر جفت و جور باشد. که به معنی تفاوت در بعضی خصوصیات و شباهت در تعدادی دیگر است. مثلاً کسی که برونگراست و جرئت ورزی بالایی دارد در کنار کسی که درونگراست و چندان اجتماعی نیست به مشکل بر می‌خورد.جنبه مهم دیگر در این باره ، داشتن اختلال شخصیت است. اکثر مشکلات زن و شوهر ناشی از همین است. ممکن است کسی اختلال شخصیتی داشته باشد اما خود و خانواده‌اش متوجه آن نباشند و برایش هم مشکل عمده‌ای ایحاد نکند. مثلا کسی که شخصیت اسکیزوئید دارد، اصلاً اجتماعی نیست و کاملا منزوی است. یا مثلاً فرد دارای شخصیت پارانوئید بسیار بدبین است. یا اختلال شخصیت وسواسی که بسیار متداول است و جز در زندگی مشترک نمی‌توان متوجه‌اش شد. برای بررسی چنین مسائلی تحقیق و شناخت بیشتر و رفتن به مشاوره قبل از ازدواج توصیه می‌شود.ملاک دیگر، وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دو طرف است. به طوری که دو نفر باید از نظر اقتصادی همسان باشند. یکی از طبقه بالا و دیگری از طبقه پائین جامعه نباشد.اوقات فراغت هم مسئله مهمی است. باید هر کدام درباره نحوه گذران یک روز تعطیل از دیگری بپرسد. علائق و اوقات فراغت مشترک در پایداری زندگی زن و شوهر بسیار مهم است.حتی پرسش از تعداد فرزندان هم اهمیت دارد. البته چنین بحثی باید در اواخر دوران شناخت باشد.در پایان ذکر دو نکته حائز اهمیت است. یکی اینکه تمام ملاک‌های فوق در یک نفر جمع نمی‌شود.وجود این‌ها در افراد  کاملا نسبی است و نباید در این باره کمال گرایانه برخورد کرد. نکته دیگر اینکه جایگاه عشق در انتخاب کجاست؟ آیا دو نفر حتما باید عاشق هم باشند تا ازدواج کرد؟ باید گفت عشق زمان می‌برد تا به درجه پختگی برسد. عشق‌های پایدار، عشق‌های بعد از ازدواج است که دوام و قوام می‌یابد. خیلی از ازدواج‌های منجر به طلاق، عشق‌های گداخته‌ای هستند که زود خاموش شده‌اند. در آخر باید بگویم یک ازدواج موفق ازدواجی است که آگاهانه باشد. پس سعی کنید در باره این واقعه مهم تا می توانید آگاهی خودتان را بیشتر کنید.
  • حیران
قبل از مطالعه این پست برای بررسی کلی می توانید به این پست مراجعه کنید: راهنمای ازدواج-1: معرفی کتاب های مناسب این کتاب در ایران به "کتاب باربارا" معروف است.  در این کتاب ابتدا باربارا باورها، روابط و رویکردهایی نادرست را نفی می کند و پس از آن آنچه باید باشد را معرفی می نماید. برای آنچه گفته می شود دلیل آورده می شود و معمولا به هر چیزی که توصیه می شود همراه آن چند ابزار هم ارائه میشود(پرسشنامه، سئوالهای کلیدی و یا روشهایی برای پی بردن به مساله). برای مطالعه سیر کتاب ادامه مطلب را مطالعه نمایید. نسخه های مختلف کتاب را می توانید از اینترنت بگیرید. سایت راسخون خلاصه کتاب را آورده است. قطعا در صورتی که یک نسخه از کتاب را بعدا بخرید استفاده از اینها مشکل شرعی و قانونی نخواهد داشت. اما نقدا برای اینکه بتوانید در پی خلاصه ها یک نگاه مشروح تر به مطالب بیاندازید لینکها آورده شده اند. لینک دانلود لینک خلاصه کتاب در سایت راسخون در ادامه سعی شده پیام کلی فصول مختلف کتاب به اختصار آورده شود1:  چیزی به نام افسانه عشق وجود ندارد. شما باید آگاهانه انتخاب کنید و ضمن کسب دانش و افزایش بلوغ شخصی و صرف وقت و انرژی یک رابطه خوب را شکل دهید. متن در دوران کودکی هرکس تا سن 18 سالگی نود و پنج درصد برنامه ریزی احساسی هر کس در ضمیر ناخودآگاهش شکل می گیرد. اکثر رفتارها و تصمیم گیری های فرد در مورد امور عشقی از برنامه ریزی احساسی وی نشات می گیرند. متن شما نباید ازدواج کنید برای اینکه تحت تاثیر شرایط و اجتماع قرار گرفته اید، گرسنگی جنسی دارید، می خواهید نقصهای احساسی و شخصیتی تان را جبران کنید، یا دلتان برای کسی می سوزد. هر گاه میل به عشق ورزیدن پیدا کردید و یا برای رشد فردی نیازمند تزویج شدید برای ازدواج اقدام کنید.متن سهل انگاری، غفلت در کسب اطلاعات، عجله، اسیر مادیات شدن و تمایل زیاد به متعهد شدن اشتباهات مهم در انتخاب می باشند. متن(از نیمه صفحه شروع می شود) اگر رابطه نامتعادل باشد(یک طرف به هر شکل دست بالا را داشته باشد)،رابطه بخاطر چیزی غیر از تفاهم شکل گرفته باشد و در صورتی که فرد مورد نظر دلش جای دیگری باشد، این رابطه نتیجه نخواهد داد. متن اعتیاد، خشمگین بودن، شکل نگرفتن فرم بالغ شخصیت فرد، روحیه قربانی داشتن، کنترل گر بودن، اختلالات جنسی، بسته بودن از لحاظ عاطفی و شخصیت تخریب شده در دوران کودکی داشتن عیوب غیر قابل اغماض می باشند. در صورت وجود این عیوب لازم است نسبت به اصلاح آنها اقدام شود و اگر ممکن نیست تجدید نظر در مورد کل رابطه به عمل آید.متن رابطه ای که در آن تناسب قومی، نژادی، اجتماعی، سنی، دینی قابل کنترل وجود نداشته باشد و یا نزدیکانی زهرآگین اطراف آن باشند که نمی توان آنها را سرجایشان نشاند و رابطه ای که دو نفر نتوانند به اندازه کافی با یکدیگر تعامل داشته باشند منجر به شکست خواهد شد.متن برای یک انتخاب مجدد قبل از هر چیز تعهد به رشد شخصی، بازبودن روحی و احساسی، صداقت، بلوغ شخصیت، اعتماد به نفس و نگرش مثبت به زندگی مهم است.متن(از وسط صفحه) مسائل جنسی همه زندگی نیستند، اما در یک پیوند موفق ناگزیر از توجه جدی به آن هستیم چرا که روابط جنسی موفق منجر به تشدید رابطه احساسی طرفین می شود. جاذبه جنسی طرفین برای یکدیگر، وجود تفاهم جنسی و تناسب فیزیکی و بیولوژیکی برای برقراری یک رابطه موفق باید مورد مداقه قرار گیرند. متندر ادامه چند لینک مربوط به خلاصه های کتاب آورده شده است. لینک1 لینک2 لینک3 روند کتاب اینگونه است که از قبل از ازدواج شروع کرده و یکی یکی در مراحل ازدواج پیشروی می کند و اشتباهات و مسائلی که در هر مرحله ممکن است و جود داشته باشد را شرح می دهد. اینگونه که  ابتدا رویکرد شما نسبت به مقوله ازدواج اصلاح می شود و آنگاه شالوده شکل گیری عشق در انسانها را می آموزید. پس از آنکه رویکردتان اصلاح شد یاد می گیرد که نیروی رانش شما به سمت ازدواج چه چیزی باید باشد که گرفتار یک رابطه غلط نشوید. پس از رانده شده شما به سمت ازدواج اشتباهات تکنیکی شما در هنگام انتخاب و شکل گیری رابطه بررسی می شود و  دلایل و عواقب آنها شرح داده می شود. آنگاه شما را از درگیر شدن با دسته هایی کلی از روابط که از ابتدا ضعفهای بزرگ دارند نهی می شوید و شرایطی که ممکن است این گونه روابط را اصلاح کند شرح داده می شود. آنگاه که در رابطه قرار گرفتید و امکان شناخت جنبه های پنهان شخصیت فرد را پیدا کردید به شما یاد می دهد که چه ضعفهایی در شخصیت طرفین غیر قابل گذشتند، چگونه این ضعفها باید شناسایی شوند، در چه حالتی می توان با آنها کنار آمد و در چه وضعیتی وجود این ضعفها باید دلیلی بر اتمام رابطه باشد. اکنون که شما در رابطه اید و می دانید که چه باید با ضعفهای مهلک وی بکنید، این کتاب به شما یاد می دهد که شرایط پیرامونی و اجتماعی رابطه در چه حالتهایی ممکن است منجر به این شوند که دیر یا زود رابطه از هم بپاشد. پس از آنکه فهمیدید چه چیزهایی نباید باشد، یاد می گیرید که باید چه ملاکهای درستی را برای ارزیابی فرد مقابل بکار بگیرد که در اداره رابطه تان و تعالی بخشی به آن به کارتان بیاید. پس از بررس همه مسائل انسانی به جنبه حساس  مسائل جنسی پرداخته می شود و به شما یاد داده می شود که به چه دلیل و چگونه مسائل جنسی باید در انتخاب مد نظر قرار داده شوند. در فصل یازدهم کتاب همه آنچه گفته شد بصورت یک ابزار جامع ارائه می شود و شیوه استفاده از آن ابزار نیز شرح داده می شود. پس از اینکه انتخاب خود را انجام دادید کتاب به شما یاد می دهد که چرا و چگونه آنرا تحت قالب "تعهد" مرحله به مرحله به یک رابطه کامل بدل کنید.
  • حیران

راهنمای ازدواج -2: لیست کتاب های درباره ازدواج

يكشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۰، ۰۷:۳۰ ق.ظ
لیست زیر مجموعه ای از کتاب های مرتبط با ازدواج است. منبع اصلی آن احتمالا سایت همدردی است. اما سعی شده اولا انتشارات تک تک کتاب ها آورده شود و ثانیا کتاب هایی ذکر شود که بیشتر مربوط به روابط و مراحل قبل از ازدواج است. از بین این عناوین سه عنوان قبلا به صورت جزئی معرفی شده اند. - آیا تو آن گمشده ام هستی؟  (باربارا دی آنجلیس) ترجمه هادی ابراهیمی/ انتشارات نسل نواندیش - در جستجوی عشق زندگی (دکتر نیل کلارک وارن) ترجمه قراچه داغی/نشر: اوحدی - مشاوره ازدواج (دکتر علی اسلامی نسب بجنوردی)/ انتشارات: حیان- انتخاب عاقلانه، زندگی عاشقانه (دکتر مسعود غفاری)/ انتشارات: شرکت نشر یادآوران- راهنمای ازدواج (امیر ملک محمودی) /انتشارات: میراث ماندگار- راهنمای ازدواج جوانان (دکتر محمد رضا شرفی)/ انتشارات: تزکیه - جوانان و انتخاب همسر (علی اکبر مظاهری)/ انتشارات: پارسایان - قصه عشق: نگرشی تازه به روابط زن و مرد (رابرت جی استرنبرگ) ترجمه علی اصغر بهرامی/انتشارات: رشد - بیا من وتو ما بشویم دانیل بی وایل ترجمه قراچه داغی/ انتشارات:دایره - داستان ازدواج معصومین (ابراهیم بابایی آملی)/ انتشارات: رازبان آموزش قبل از ازدواج: راهنمای عملی برای زوج های جوان (اکرم خمسه)/ انتشارات: دانشگاه الزهرا - پاسخ به صد سئوال مهم درباره عشق و روابط زناشویی (باربارادی آنجلیس)  ترجمه فاطمه کرمعلی زاده/ انتشارات: فراروان- مرض عشق: آیا عشق یک بیماری روانی است؟ (فرانک تالیس) ترجمه سعید وهابی/ انتشارات: جیحون- چگونه عشقی پایدار بیافرینیم؟ (باربارا د آنجلیس) ترجمه هایده غلامی/ انتشارات: سایه گستر - گسترش فرهنگ- خواستگاری ،ازدواج و زندگی (دکتر سیف الله اسدی)/ انتشارات: ورشان- وابستگی متقابل (ملودی بتی) ترجمه نسرین سلامت/ انتشارات: لیوسا - جاده عشق (دیپاک چوپرا) ترجمه حمید رضا بلوچ و حسن هندی زاده/ انتشارات: پیکان- روانشناسی عشق ورزیدن (اینیانس لپ) ترجمه دکتر کاظم سامی و محمود ریاحی/ انتشارات: چاپ پخش- زنان شیفته: روانشناسی محبت بی تناسب (رابین نوروود) ترجمه قراچه داغی/ انتشارات: خاتون - هنر عشق ورزیدن (اریک فروم) ترجمه پوری سلطانی/ انتشارات: مروارید - مردانی که نمی توانند عاشق بشوند (استیون کارتر-جولیا ساکل) ترجمه مهرداد انتظاریگ - هنر عاشقی (اسکات پک) زهرا ادهمی/ انتشارات: بدرقه جاویدان - آداب نامزدی و معاشرت (داوینا مک کال) ترجمه میترا معتضد/ انتشارات: البرز - درباره عشق (خوزه اورتگای گاست) ترجمه دکتر سید مهدی ثریا/ انتشارات: رشد - ازدواج چرا و چگونه؟ (محمد جعفر غفرانی)/ انتشارات: زمین - لطفا همسر خوبی باشید. (گردآوری محمود نامنی)/ انتشارات: ذهن آویز مطالب مرتبط معرفی سه کتاب مناسب درباره ازدواج میعارهای انتخاب همسر (سخنرانی خانم دکتر فردوسی) خلاصه ای از کتاب " آیا تو آن گمشده ام هستی؟"
  • حیران

در باب حمله به روزنامه ایران

چهارشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۰، ۰۹:۳۵ ق.ظ
خداوند به متقین فرقان عطا می کند. آنچه با آن بتوان خوب را از بد جدا کرد. اما به آنهایی از متقین عطا می کند که در مقابل سمع و بصر و فوادشان احساس مسئولیت می کنند، چرا که رسیدن به مراتب بالای  تقوا با استفاده از این نعمتها ممکن می شود.  امام متقین در سه جمله به پیروان مسئول خود بخشهای مهمی از این فرقان الهی را ارائه کرده است. 1. آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. 2. به محتوای حرف توجه کنید، نه به اینکه گوینده کیست. 3. مرد را با حق بسنجید، نه حق را با مرد.   برای تبیین اصول بالا چند مثال ذکر می کنیم:   ابزار دروغ، فریب، سوء استفاده از اموال عمومی وقتی  به نفعمان باشد و در رقابت با حریف رو در رو استفاده شود، به چشم ما نمی آید. یا اینکه پرده دری اگر برای خورد کردن شخصیت رقیب متشخص مان باشد توجیه دارد و افشاگری و حق طلبی قلمداد می شود. هرگاه دست بازیگر زمانه همین شیوه عملکرد را در مقابل ما و تفکر ما و مقدسات ما قرار دهد تازه می فهمیم که آن چیزی را بر دیگران روا داشته ایم که بر خودمان نمی پسندیم.  شعارهای جذاب  و بی پشتوانه وقتی که هنوز عواقب خطرناک و ریشه کن کننده و دستاورد اندکش را به چشم ندیده ایم  برایمان شور انگیز اند. وقتی از عملکرد اقتصادی فرد مطلوبمان انتقادهای شدید و منطقی انجام شود علم اقتصاد را زیر سئوال می بریم، اما به رفیقمان شک نمی بریم. دریغ از اینکه گذر زمان هم فرجام شعارهای بی پشتوانه را و هم نتیجه عملکرد غیر کارشناسی اقتصادی را مشخص می کند. چقدر بد است که آنگاه هم در پی توجیه نتایج و مبرا کردن رفقایمان باشیم.خطرات  عدم پاسخگویی، زورگویی،  اجرا و اعمال دلبخواهی قانون، تقدس تراشی، به انحصاردرآوردن تریبونهای سنتی و سوء استفاده از انحصار رسانه ای همگی وقتی معلوم می شود که برعلیه ما باشد. وقتی دست روزگار چوب این ناراستی ها  را بر سر خود ما بکوبد متوجه می شویم ملاک شناخت مرد دوری وی از ظلم است نه اینکه هر ظلمی را چون مورد تایید فلانی است باید توجیه کرد.
  • حیران

چرا باید به آینده ایران امید داشت؟

دوشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۰، ۰۹:۳۵ ق.ظ
مسئولیت یک فرد تحصیلکرده در برابر جامعه اش چیست؟ اگر این جامعه آمریکا باشد و در قله پیشرفت بشری از لحاظ اقتصادی، علمی و... (هر چند در حال افول) باشد، فرد به اندازه کافی انگیزه دارد که جوابی مناسب بیابد و خود را با تعهدی اینچنینی گرفتار کند. اگر جامعه مذکور کره جنوبی باشد با رشد سریع علمی، اقتصادی و اجتماعی باز هم انگیزه گرفتار تعهدی شدن که جواب به این سئوال ایجاب می کند، وجود دارد.  اما اگر کشور مذکور ایران بود تکلیف چیست؟ کشوری با یک کوله بار ادعا و دست خالی و مشکلات پیچیده و ظرفیت تغییر پایین، بی ثباتی سیاسی و اقتصادی و روند رو به انحطاط فرهنگی و از همه مهمتر کشوری که سرسازگاری با نخبگانش ندارد و علاوه بر سنت دیرینه نخبه کشی در کشور، تریبونها آنها را گاه ویروس و گاه آسیب اجتماعی می نامند. بارها سر این مساله با دوستان گفتگو کرده ام که یک فرد تحصیلکرده توانمند نسبت به سرزمین و جامعه خویش مسئول است. مسئولیتی از جنس مسئولیت یک نان خور در برابر ولی نعمت و مسئولیتی از نوع مسئولیت یک فرزند در برابر مادر. اگر اینها را قبول نداشته باشیم، مسئولیت قشر تحصیلکرده در برابر جامعه اش بی شک مسئولیت یک انسان در قبال انسانهای دیگر است. چرا که برای یک کشور هیچ راهکاری جز اینکه توسط فرزندانش ساخته شود وجود ندارد و در عصر دانش و تکنولوژی قطعا آنهایی می توانند در فرایند سازندگی موثرتر باشند که کوله بار دانشی غنی تر داشته باشند. بنابراین مساله مهاجرت عافیت طلبانه به کشورهای مرفه عملی  است که با اصول انسانی منافی می باشد، چرا که در این حالت تنها کسانی که ممکن است برای این مردم کاری بکنند، آنها را به حال خود رها کرده اند. این کار دقیقا معادل آن است که در بیابانی بی آب و علف علیلی را به حال خودش رها کنیم و با مرکبی که همان علیل به ما داده است به دنبال کنج عافیت بگردیم. اما شاید نا امیدی از آینده و نبود تصویری روشن از آن، همه این حرفها و استدلالات را بی اثر کند. چندی پیش سخنرانی سوسن شریعتی که سال 82 ایراد شده بود را خواندم که شرحی بود از وضعیت موجود آن زمان(که دست کمی از حال حاضر نداشت) و توضیحی داشت برای اینکه چرا باید امید داشت. بخشهایی از این سخنرانی را در ادامه آورده ام. "چاره را نسل امروز در گریز یافته است. گریز از این وطنی که دیگر ماوایش نیست. که در آن هیچکاره است. که مدام تحقیر و طردش میکند. و نسل ما، نسل دیروز، در واکنش به همه خواهی دیروز، امروز چاره را در کم توقعی یافته است، در «اکتفای به قطره»، در «زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز»، در «گلیم خود را از منجلاب واقعیت بیرون بکش». همین مردمی که در شرایط انقلاب، یا در شرایط تهاجم دشمن خارجی، حماسه ها آفریدند و سرمشق شدند، امروز جز به امنیت اقتصادی و اجتماعی فرد خود، یا در خانواده خود، نمی اندیشند. دغدغه های اجتماعی، در بهترین حالت، به پرداخت خمس و زکات ثروت خویش تقلیل یافته و احساس تعلق به یک ملت، یک سرنوشت مشترک دیگر وجود ندارد" "در برابر دیکتاتوری این واقعیت، سلاح ما چیست؟ نه قدرتی داریم و نه امکاناتی. این قدرت و این امکانات را تنها امید است و تنها ایمان است که به ما خواهد داد. امید به آینده ای که ما در ساختن آن سهیمیم و ایمان به آرمانها و ارزشهایی که معنای زندگی مایند.   یک بار دوستی از من پرسید چه باید کرد؟ و در برابر هر راهی، کاری، پیشنهادی که به او میکردم، مشکلات و موانع و واقعیتهای اجتماعی بازدارنده اش را بر میشمرد. همه درست و دقیق و واقعگرایانه. هیچ حرفی برای گفتن نداشتم. به او گفتم تو راست می گویی. اما، پیش شرط هر کاری، نه امکاناتی ست که در اختیار داریم و نه قدرتی که از آن بهره مندیم، پیش شرط هر کاری، دوست داشتن است. باید اول این ملت، این مردم، این سرزمین را دوست داشت، باید به این سرزمین تعلق داشت، باید به سرنوشت مشترک اندیشید تا بد و خوبش، بد و خوب خودمان باشد و بعد، بتوانیم در جهت تغییرش بکوشیم" "مومن، اگر مومن است، در ایمانش تجدید نظر نمیکند. چون ایمانش را تصاحب کرده اند، طردش نمیکند. چون ایمانش تحقق نیافته است، از او دست نمیکشد. چون به ایمانش نمی رسد، انکارش نمیکند. چون واقعیت علیه حقیقت اوست، تسلیم نمیشود. مومن، معنای وجود خود را، زندگی خود را، در وفاداری به ایمانش میداند. مومن این وفاداری را بر مقبولیت عامه یافتن، ترجیح میدهد. مومن از زندگی خودش شهادت میسازد و خودش الگوی ارزشهای خودش میشود.   مومن چون یکبار گزیده شد، از پا نمی افتد.   عشق، ایمان، امید، آرمانها، معنا و دینامیسم حرکت تاریخند. وفاداری به این ارزشها، ما را به جستجو و خلق الگوهای جدید وا میدارد. این وظیفه و مسئولیت امروزی ماست"
  • حیران

معرفی کتاب های مناسب برای ازدواج

جمعه, ۱۳ آبان ۱۳۹۰، ۰۴:۳۰ ب.ظ
می گویند سه واقعه اصلی در زندگی هر آدمی تولد، مرگ و ازدواج است. اولی و دومی خودشان می آیند و تحت اختیار آدمی نیست اما ازدواج تنها واقعه ی مهمی است که می توان در آن انتخاب کرد و در شکل گیری اش نقش داشت. اولین مرحله هر تصمیمی، آگاهی است. باید دید اوضاع از چه قرار است و چه شرایطی بر آن حاکم است. شناخت بهتر گزینه های پیش رو به مناسب‌ترین انتخاب می انجامد. پس ضروری است که برای چنین انتخاب مهمی به انداره کافی مطالعه کرد. در این پست سه کتاب با سه گرایش متفاوت درباره ازدواج، که در بازار کتاب ایران پرفروش و از نظر نگارنده مفید بوده اند به طور مختصر معرفی می شود. پرفروش اما سنتی: جوانان و انتخاب همسر (علی اکبر مظاهری/ انتشارات: پارسایان)این کتاب کاملا رویکردی سنتی و بومی نسبت به مسئله ازدواج دارد. در جای جای کتاب رد پای تجارب نویسنده را می توان دید. همین هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف کتاب است. از یک طرف این گونه نقل قول ها کتاب را به یک راهنمای عملی و ملموس تبدیل کرده و از طرف دیگر جایگاه نویسنده به عنوان مشاوری مذهبی و رویارویی او با اقشار خاص و مسائل شان، کتاب را از عمومیت انداخته است.مظاهری در این کتاب به بسیاری از مسائل از زاویه دین پرداخته، از این رو بخشی ازکتاب شامل احادیث و آیات مرتبط با سوالات رایج درباره ازدواج است.  چنین رویکردی ناشی از این تلقی نویسنده است که دین راهنمای سعادت بشری است و عمل بر اساس آموزه های آن بهترین راه حل برای رفع مشکلات انسان است.می توان این کتاب را سرشار از توصیه ها و پندهایی دانست که از دل سنت و فرهنگ دینی ما برای رویارویی جوانان امروزی با ازدواج گرد آوری شده است. پس خواندن آن به کسانی که دلبسته سنت هستند یا دین در زندگی شان نقشی اساسی دارد توصیه می شود.جامع و کامل اما غربی: آیا تو آن گمشده ام هستی؟ (بارابار دی انجلیس/ناشران متعدد)باربارا دی انجلیس با نوشتن کتابی 515 صفحه ای توانسته به بسیاری از زوایا و مسائل مربوط به ازدواج بپردازد. این کتاب در دو بخش به دو سوال اساسی می پردازد، یکی اینکه چه کسی برایتان مناسب نیست؟ و دیگر اینکه چه کسی برای ازدواج مناسب است؟به نظر می رسد کتاب با وجود سادگی و راحت فهم بودن از پایه های علمی خوبی برخوردار است. چنان چه با رویکردی روان کاوانه و بر این اساس که علائق و شخصیت افراد در دوران کودکی شکل میگیرد به مسئله عشق و کشش میان افراد پرداخته است. از برگ برگ کتاب باربارا ،رنگ و بوی فرهنگ آمریکایی به مشام می رسد. در این کتاب ازدواج و تجربه عشق طوری مطرح شده که گویا از 15 سالگی برای هر کس بارها پیش می آید. حتی در قسمت هایی نویسنده سعی دارد از تجارب قبلی خوانندگان برای فهم بهتر مطالب کتاب استفاده کند. به عبارت بهتر در بعضی فصول، مخاطب کتاب کسی است که از روابط نا موفق قبلی به تنگ آمده است و حال باید با شناخت بهتر خود به انتخاب مناسب برسد. با تمام این اوصاف با توجه به نگاه دقیق و علمی کتاب می توان آن را برای نیل به انتخاب مناسب، بسیار آگاه بخش و مفید دانست. این کتاب را مترجمان و ناشران متعددی در ایران منتشر کرده اند. اما به نظر می رسد انتشارات نسل نو اندیش توانسته با ترجمه هادی ابراهیمی نسخه خوبی از آن را روانه بازار کند. عشق از زاویه ای دیگر: قصه عشق (استرن برگ/انتشارات رشد)بنا بر آنچه در مقدمه‌ی کتاب آمده است، دکتر استرن برگ در دهه 80 میلادی نظریه‌ای درباره موفقیت روابط با نام مثلث عشق را مطرح کرده بود. بر اساس این نظریه عشق از سه مولفه اصلی تعهد، شور- شهوت و صمیمیت تشکیل شده است. در یک رابطه سالم و موفق باید هر سه این مولفه‌ها حضور داشته باشند. اما چنین نظریه‌ای از عهده پاسخ به این سوال بر نمی آید که چرا و چگونه یک نفر عاشق فرد خاصی می‌شود؟ چرا نوعی از شخصیت و رفتار برای کسی جذاب است و همان کاراکتر فرد دیگری را می‌آزارد؟ برای پاسخ به چنین سوالاتی دکتر استرن برگ نظریه قصه عشق را ارائه داده است.در این نظریه هر فردی چارچوبی ویژه برای نگاه به زندگی مشترک و ازدواج دارد. این دیدگاه کلی، درست شبیه یک داستان یا فیلم است. یعنی در آن نقش‌ها و اوج و فرودهایی تعریف شده است و خط داستانی معینی دارد.  وقتی یک رابطه شکل می‌گیرد و دو طرف را به خود جذب می‌کند که هر کدام از دو زوج برای دیگری نقش مورد علاقه‌ در داستان عشقی دیگری باشد. چنین داستان‌هایی همیشه موفق و با دوام نیستند و ممکن است در طی رابطه و با گذشت زمان دستخوش تغییر شوند.با چنین نگاهی کتاب سعی می‌کند با دسته بندی و بر شمردن نقاط قوت و ضعف هر قصه عشقی و بیان رفتارها و افکار مرتبط با آن‌ها خواننده را نسبت به انتخاب‌های خود آگاه‌تر کند. این کتاب نه تنها برای قبل از ازدواج، بلکه برای متاهلین هم مفید است. چرا که آن‌ها را به نوع روابط زندگی مشترک خود آگاه‌تر می‌کند و به آن‌ها برای حل اختلافات و مشکلات‌شان یاری می‌رساند.نویسنده در ذیل هر قصه عشق دو داستان واقعی از تجارب مشاوره خود را ذکر و سعی می‌کند با توجه به پارامترهای قصه‌ی مطرح شده، مشکلات و مسائل رابطه را شرح دهد. همین خصوصیت باعث شده کتاب صرفا به شرح یک نظریه روان‌شناسی نپردازد و برای خواننده معمولی هم جذاب باشد.مهم‌ترین ویژگی نظریه قصه عشق پویایی آن و توانایی‌اش برای توضیح دیدگاه‌های منحصر به فرد هر انسان است. کتاب درباره چگونگی شکل‌گیری قصه ها عوامل متعددی از قبیل تربیت خانوادگی، آداب ورسوم جامعه، رسانه‌ها و شخصیت فرد را ذکر می‌کند. در مجموع می‌توان گفت خواندن کتاب درک فرد از خود را افزایش می‌دهد و به شناخت بهتر جهت‌گیری وی در انتخاب همسر منجر می‌شود.
  • حیران

افزایش جمعیت چه فایده ای دارد؟

دوشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۰، ۰۹:۳۵ ق.ظ
اگر بپذیریم که سید امام جمعت مسجد روستای ما هنوز نمی داند که در دنیای امروز بیش از آنکه کمیت جمعیت یک کشور، یک ملت، یک مذهب و یک ایدئولوژی مهم باشد، کیفیت مردم آن است که اهمیت دارد، این مساله در مورد بزرگان ملک و مذهب پذیرفته نیست. اگر چنین حرفی از سوی فردی آنها زده شود نمی توان آنرا حمل بر ندانستن کرد، بلکه باید بلافاصله ما را به فکر فرو برد که چه اندیشه ای در پس آن نهفته است. با شرایط حال حاضر اقتصاد و جامعه که مردم به تورم، رکود و بی کاری عادت کرده اند، ازدواج برای بسیاری از جوانان امری صعب محسوب می شود و تامین یک زندگی کوچک مساله ای مشکل به حساب می آید، و همینطور با توجه به تغییراتی که در ساختار خانواده ها بوجود آمده و زنان و خواستها و مسائلشان اثر گذاری بیشتری در تصمیم گیری های خانواده ها پیدا کرده است، دیگر زاد و ولد موضوعی است که چندان خریدار ندارد. بنابراین تحت فشارهای ذکر شده تنها کسانی  به توصیه های افزایش جمعیت گوش می سپارند که به گویندگان آن دل سپرده باشند و بنابراین این توصیه تنها می تواند در حکم اقدامی برای افزایش جمعیت طیفهای خاص مخاطب گویندگان در کوتاه مدت و تغییر ترکیب جمعتی در بلند مدت باشد. این توصیه بسیار دور اندیشانه است، اما برای سیاستگذارانی که آنرا بصورت سیاست ترویج می کنند در حکم یک قمار است. چرا که افزایش اولاد برای یک طیف خاص در حکم افزایش درگیری های اقتصادی و خانوادگی طیف مذکور است که در صورتی که در آن درگیری ها موفق نباشند ناگزیر جمعیت بیشتر اما کم اثرتراز لحاظ اجتماعی خواهند داشت. به عبارتی در این صورت خیل هوادارانی خواهند داشت آموزش ندیده و نادان که تنها گوششان به دست و چشم هدایت کنندگانشان خواهد بود.
  • حیران

پائیز، دلتنگی و من!

جمعه, ۶ آبان ۱۳۹۰، ۰۴:۲۳ ب.ظ
شعر زیر را در آلبوم رسوای زمانه علیرضا قربانی شنیده ام و عجیب حال و هوایم این روزهای من است! غمگین چو پاییزم ، از من بگذر شعری غم انگیزم ، از من بگذر سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم بگذشته در آتش، شب چون روزم بگذار ای بی خبر بسوزم چون شمعی تا سحر بسوزم دیگر ای مَه ! به حال خسته بگذارمبگذر و با دلی شکسته بگذارم بگذر از من تا به سوز دل بسوزم در غم این عشق بی حاصل بسوزم بگذر تا در شرار من نسوزی بی پروا در کنار من نسوزی همچون شمعی به تیره شبها می دانی عشق ما ثمر ندارد غیر از غم حاصلی دگر نداردبگذر زین قصۀ غم افزا               از : تورج نگهبان
  • حیران

روزگار سخت دولت های ارباب منش

دوشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۰، ۰۴:۱۸ ب.ظ
امروز با دوستی که اهل شام است صحبت میکردم. میگفت انگیزه اصلی اعتراض مردم به بشار اسد فقط مسائل اقتصادی نیست. برخورد حکومت سوریه را با مردم همچون برخورد اربابی با رعیت توصیف میکرد. برخوردی که زن و مرد و تحصیل کرده نمی شناسد و همه را با یک چوب می راند. او چنین برخوردهایی را عادی و در تمام سطوح اداری و حکومتی رایج می دانست. وقتی چنین  اوضاع و احوالی را که بی شباهت به ایران  نیست با کشورهای پیشرفته مقایسه میکنیم علل و ریشه ها را عمیق تر از حکمرانی فرد یا افراد خاصی در راس اداره کشور می توان دید. چنین شرایطی علتی نزدیک و علتی دور دارد. شاید نزدیکترین عامل شرایط اقتصادی منجر به آن باشد. وقتی دولتی از نظر اقتصادی بی نیاز از مردم باشد و به نوعی بزرگترین و قوی ترین بنگاه اقتصادی به شمار آید، اوست که تعیین میکند ارزش ها و معیارهای خوب و بد چه باشد. به همان نسبت است که برایش رضایت مردم موضوعی فرعی و تصنعی می شود. مهم تر و عمیق تر از شرایط اقتصادی، انسان شناسی حاکم بر یک سیستم است که در رفتارهای آن خود را نشان می دهد. در اکثر کشورهای غربی انسان به ما هو انسان ارزشمند است. به این معنا که قیودی شرافت انسان را محدود نمی کند. از همین روست که دولت خود را موظف به برخورد یکسان و محترمانه با اقشار جامعه می داند. اگر به هر دلیلی در برابر ارزش انسان، اما و اگر بیاید به همان اندازه و به نسبت با معیارهای خود ساخته دولت، برخوردها تبعیض آمیزتر خواهد شد. اما باید گفت هر رفتاری بازخوردی هم خواهد داشت. شاید اگر دولتمردان کمی چشم عبرت بین داشتند و تاریع را وارونه نمی خواندند درمی یافتند که در این زمانه مردمند که حرف آخر را می زنند. پس چه بهتر که راضی باشند و موجب دوام و قوام  دولت ها گردند!
  • حیران