چرا در انتخابات شرکت می کنم!؟ (یادداشتی از کوچه گرد)
سه شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۹:۳۵ ق.ظ
از آنجا که از ابتدا، انقلاب ایران مشروعیتش را از حضور میلیونی مردم گرفت، حضور یا عدم حضور مردم در عرصههای
انتخابات و راهپیماییها، از سوی حکومت به عنوان ملاکی برای ارزیابی مقبولیت نظام در میان مردم
معرفی شده است. در نتیجه، مردم هم برای نشان دادن اعتراض خود به حاکمیت از تاکتیک
شرکت نکردن در این دو رویداد سیاسی استفاده میکرده
اند. این مساله شاید در دهه اول و دوم عمر انقلاب برای حاکمیت چالش محسوب میشده
است، اما در شرایط فعلی که کانون قدرت جمهوری اسلامی جابجا شده است تاکتیکهای
قدیمی چندان قابل استفاده نیستند. چرا که همیشه هوادار و "نیرو" به
تعداد کافی وجود دارد که دوربینها را مجاب کند و آنقدر قدرت تبلیغاتی نظام در میان
اقشار خداجوی هست که حقیقت مشروعیت نظام را به آنها بقبولاند.
بنابراین، نگارنده این متن فایدهای برای
تحریم فعال انتخابات قائل نیست.
در مورد انتخابات فعلی بنده در صورتی که کاندیدای مقبولی بیابم در آن شرکت خواهم کرد. به چند دلیل زیر:
1.اگر چه در ایران رئیس جمهور رسما
تدارکاتچی است و توان اصلاح ساختار را ندارد، اما این رئیس جمهور است که زمینه را
برای رشد نهادهای جامعه مدنی و بارور شدن سرمایههای اجتماعی آماده می کند. این
رئیس جمهور است که کتابهای درسی را تدوین میکند و خط مشی آموزش و پرورش را مشخص
میکند و این رئیس جمهور است که اجازه رشد و بالندگی فضای دانشگاه را می دهد. این
رئیس جمهور است که مفاهیم جامعه مدنی را بعنوان یک ارزش مطرح می کند. بنابراین در
شرایطی که فرد مقبولی که می تواند زمینه تغییر را ایجاد کند کاندیدا شود، حتما به وی
رای خواهم داد.
2.چاره ای جز شرکت در انتخابات و
استفاده از تنها مجرای باقیمانده نیست. نمی توان دست روی دست گذاشت تا هرچه میخواهند بشود. به قول معروف، از این ستون تا آن ستون فرج است. حداقل این است که
انتخابات نیروهای اصلاحات را از انفعال در میآورد و شبکههای قبلی را بازسازی می
کند. حداقلش این است که شرکت در انتخابات اگر منجر به گشایشی نشود، مطمئنیم که
وضعیت را بدتر نمی کند. علاوه بر اینکه شرکت نکردن ها همیشه وضعیت را بدتر کرده
است.
البته در صورتی که کاندیدای مقبولی موجود نباشد هم بیهوده وقت و انرژیمان را صرف انتخابات نمیکنم.
- ۹۲/۰۲/۳۱